چراغی که به منزل رواست به مسجد حرام است.

اصولا یکی از عادت هایی که تو قرهنگ ایرانی پررنگه ظاهرسازی برای دیگرانه. مثال هایی از اون رو میشه تو رفتارهایی مثل چشم و هم چشمی های افراطی و یا ضرب المثل هایی مثل با سیلی صورت رو سرخ کردن پیدا کرد. 

یک مثال دیگه عادت مرتب و تمیز کردن خونه ست زمانی که مهمانی قراره بیاد. برای ما این به معنای احترام و تمیزیه در حالی که تو برخی فرهنگ های دیگر این به معنای ریا و ظاهرسازیه! حالا این ظاهر سازی بعضی اوقات تو ابعاد ملیه و بعضی اوقات تو ابعاد بین المللی.

من این روزها یک مثل دیگه رو تو این اعتراض های به صفحه فیس بوک مسی و یا مجری برزیلی می بینم. راستش زیاد اهل فوتبال نیستم که این چیزها رو دنبال کنم اما طوری که از خبرهای فیس بوک متوجه شدم این روزها حدود 50000 ایرانی کامنت های نه چندان خوشایند و مودبانه، و گاه با الفاظ رکیکی رو روی صفحه این بازیکن فوتبال نوشتن و عده دیگه ای هم در نکوهش اونها بر اومدن که چقدر بی فرهنگ و بی ادب و ... هستن و ذهن های بسته ای دارن و تصویر بین المللی ما رو خراب می کنن و ...

من کلا با کل این مساله مشکلی ندارم و به نظرم جای تقدیر داره که بالاخره یک عده آدم یه جایی از این مساله گزیده شدن و صداشون در اومد. ولی مشکل من - به عنوان یک دختری که همیشه با مساله فحش دادن خصوصا فحش های کش دار و به قول معروف ناموسی مشکل داشته و در مقابلش لب به اعتراض گشوده- از اونجایی شروع میشه که میبینم این اعتراض ها داره از فرهنگی میاد که توش افتخار پسرهاش و البته تو نسل های جدیدتر دخترهاش اینه که تو جملشون از هر 10 تا کلمش 7 تاش فحشه و هرچی بیشتر فحش بدی به قول معروف بچه باحال تر به حساب میای. و اگر سعی کنی که رعایت کنی تا نه اینطور فحش هارو بشنوی و نه به کار ببری انگ پاکیزه و مودب بودن و به نوعی باحال نبودن می خوری! 

چرا حواسمون نیست که این عده تنها اون 50000 نفری نیستن که به یه خارجی فحش دادن بلکه اکثریت نسل جوان ایرانین که مهم نیست تو ایران باشن یا خارج و به ایرانی فحش بدن یا خارجی،‌در هر حال کارشون در همون حد قبیح و منزجر کنندست. یا شایدم مثل این عادت ظاهرسازی فرهنگیمون، به ایرانیش فحش دادن ایرادش کمتره و میشه ازش چشم پوشی کرد اما خون خارجیه رنگین تره و باید عکس العمل نشون داد!

همین چند ماه پیش بود که سر آکادمی گوگوش جنگ و دعوایی به راه بود بین جماعت ایرانی و فحش و فضاحت بود که نسیب خواننده محجبه و طرفدارهای خواننده های مختلف می شد که به نظر من دست کمی از این مساله نداشت.

نمی دونم چند درصد اونهایی که این پست های اعتراضی رو پخش می کنن تو صفحشون تو جمع دوست های ایرانیشون از الفاظ رکیک استفاده نمی کنن،‌اما بعید می دونم تعدادشون زیاد باشه.

خلاصه کلام این که من از طرفی از این اعتراض ها تو جمع بین المللی حمایت می کنم اما تو جمع ملی بهشون معترضم چون برام مصداق چراغیه که به منزل رواست پس به مسجد حرام است. کاش حواسمون باشه که این فقر فرهنگی یه شبه ایجاد نشده و سکوت ما این سوراخ تو سد رو به یه ترک تبدیل کرده که حالا سیلش هممون رو با خودش ببره و نگران بی آبروییمون تو جنبه بین المللی بشیم.  

/ 0 نظر / 13 بازدید