رابطه

این روزها ذهنم خیلی دور موضوع "رابطه" می چرخه. منظورم  رابطه بین زن و مرد برای همراهی طولانی مدت تو مسیر زندگی هست.

سوال های زیادی برام پیش میاد که جوابش رو پیدا نمی کنم:

- آیا رابطه خوب در طولانی مدت وجود داره یا اصلا با اصل بشریت به دلیل تغییر دینامیک دو طرف در تضاده.

- اصلا تعریف یه رابطه خوب چیه؟ ایا تنها با تشابه بالای رفتاری دو نفر ایجاد میشه؟ یا میشه بین هر دو نفری ایجادش کرد؟

- آیا اگه قلبت برای یه نفر بتپه خوبه یا نه؟ چون اونوقت چشم عقلت کور میشه.

- اصلا رابطه ساختنیه یا بودنی؟ یعنی یه رابطه یا خوب و روونه یا نیست،‌ اگه نیست پس باید رهاش کرد چون ذات رابطه تغییر ناپذیره؟ و اگه خوبه پس گارانتی می کنه که تا ابد خوب باشه؟

- اگه ساختنیه تا کجا باید برای ساختنش تلاش کرد و از کجا به بعد باید رهاش کرد.

- اصلا این مرزی که تعیین می کنه ایا تلاش برای ساختن یه رابطه جواب میده یا نه چه جوری تعیین میشه که آدم از اول تکلیفش رو بدونه؟ 

- اگه یه رابطه خوب و روونه چطوری باید این روونیش رو نگه داشت و حفظ کرد؟

- تا کجا باید برای یه رابطه انعطاف پذیری نشون داد و از خواسته ها و ایده ال ها چشم پوشی کرد؟ اصلا باید چنین کاری رو انجام داد یا باید خودخواه بود و اگه رابطه جوابگوی ایده ال ها نیست باید رهاش کرد؟

- چطور میشه آینده یه رابطه و حس و حال 10-15 سال بعدش رو از امروز پیش بینی کرد؟

می دونم که برای خیلی از این سوال ها جواب ثابتی نیست و بستگی به هزار شرط و شروط دیگه داره اما خوشحال میشم اگه شماهایی که این راه رو رفتین چه موفق و چه ناموفق تجربه هاتون رو با من شریک بشین.

برام بگین که شما چطور رابطتون رو شکل دادین، چطور به حس هاتون تو اول راه اعتماد کردین و چطور اونها رو محک زدین و از همه مهمتر اینکه بعد از ادامه مسیر اون حس و حال اولیه رو چطور یافتین؟ آیا همونطوری بود که فکرشو می کردین یا تغییر کرد. 

حتی خوشحال میشم برام جزئی بگین که از چه چیزهایی تو رابطه اذیت میشین و اگه دوباره بخواین انتخاب کنین بهش بیشتر در اول راه اهمیت می دین. یا چه  چیزهایی اون موقع براتون مهم بود که بعدها کم اهمیت تر یافتین. 

خلاصه لطف کنین از هر تجربه ای که فکر می کنین می تونه به درد دیگران بخوره برام بگین. 

حتی اگه تو این وبلاگ پیام بذارین مطمئن باشین که ناشناس می مونین پس نگران هیچ چیز نباشین.

والسلام

ممنون

/ 12 نظر / 31 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ali

salam. be shoma tanrik migam ke enghaadr daricheye Afkaret enghad baze & in soAlat ro dar fekr darin... kholase begam hame chi tu sedaghat kholase mishe...+ dar marhale dovom etemad.

مهدى. ر

اگه خيلى بخوايى ذهن ت رو درگير اين سوال و جواب ها كنى، عمر ميگذره و بدون لذت برن از روابط احتمالى در آينده افسوس لحظات از دست رفته رو ميخورى همه چيز رو نه ميشه و نه قرار هست بر مبناى "صرفا عقل تنها " در نظر گرفت

سعید

سوالاتی که مطرح کردین گستره وسیعی از مباحث رو شامل میشه که تو چند خط و چند صفحه نمی گنجه . اما من یه تحلیل و جمع بندی کلی از این قضیه دارم که امیدوارم به دردتون بخوره ببنید رابطه مثل یه ماشین میمونه که دو نفر سوار بر اون دارن حرکت میکنن. یه رابطه بر اساس اهداف جلو میره ، و اختلافات و یا بهتر بگم این سوالات زمانی مطرح میشه که هدف ها ( مقصد ) یکسان نباشه . اونقته که یکی باید از خودش بگذره در مقابل زیاده خواهی دیگری ، یکی باید بسازه تا دیگری چیزی واسه خراب کردن داشته باشه ، یکی باید تلاش کنه در مقابل بی تعهدی دیگری و.... پس مهمترین چیز تو یه رابطه هدف و مقصد مشترک و یا حداقل با کمترین اختلاف ممکن هستش . هدف گذاری هم بر اساس 2 فاکتور عقل و احساس تعیین میشه تاکید میکنم هم عقل و هم احساس . اما سهم هر کدوم در هدف های مختلف فرق میکنه واسه به هدف باید بیشتر از عقل استفاده کرد و واسه یه هدف دیگه باید بیشتر از احساس . هر جا که درست عمل نکنیم و سهم عقل یا احساس رو به اندازه واقعی خودش در نظر نگیریم سرخوردگی ها شروع میشه ، سوالات و چرا ها ذهن رو درگیر میکنه و اونجاست که یه رابطه تبدیل به یه معزل میشه .

Atefeh

۱- رابطه که حتما تا ابد وجود داره. سوال تو احتمالا عشقه.یه خانومی به اسم فیشر کلی کار علمی کرده و یه زوج هایی را هم پیدا کرده که مثلا بعد از ۳۰ سال هنوز ام آر آی مغزشون مثل عاشق های یک هفته ایه. سرچ کن می بینی. -رابطه خوب یه اصول داره یه فروع/ اصولش برای من حقوق اولیه و حقوق بشره. مثلا با کسی که اهل خشونته وارد بازی نمی شم. آدمی که حق من بر بدنم و کار و زندگی و اینا را معتبر نمی دونه وارد رابطه نباید شد و هر کدوم از اینها را اولش ممکنه نشه فهمید ولی به محض فهمیدنش حتی اگه هنوز مشکلی با طرف ندارم و عاشقشم درد جانکاه بریک آپ را می پذیرم و به سرعت میام بیرون. سوای حقوق اولیه که بدبختانه خیلی از دخترهای ایرانی بهش بی تفاوتن با پذیرفتن که به کسی واگذارش کنن بقیه چیزها خط قرمزهای فردی ان. من مثلا از آدمی که با من این طور برخورد کنه خوشم میاد یا نمیاد. آدمی که دیدش به زندگی این جور نباشه و خط قرمزهایی که ریشه در تجربیات شخصی ما و اینها دارن همشونم برای فرد ضروری ان و اگه نداره طرف اینها را رابطه مریض خواهد بود. حق داشتن رابطه خوب برای آدمها مهمه و من بابتش باج نمی دم و کوتاه نمیام. رابطه بی کیفیت عمر حروم کردنه

Atefeh

۲- رایطه خوب به نظرم با فهم متقابل پیش میاد یعنی هیچ مسیله ای رخ نخواهد داد که طرفین نتونن باهم سرش حرف بزنن و هم را بفهمن . این نباشه زودی کار می رسه به مخفی کاری. از مخفی کردن احساسات منفی که رو هم جمع می شه و بریدن عاطفی میاره تا چیزای دیگه. شرط دووم رابطه هم به نظر من اینه که ه ردو تیز ببینن حواسشون به رابطه و دیگری باشه و تشخیص بدن کجا چه لازمه. کمه نه؟ رابطه خوب هم کمه. نمی شه بین هر دونفری اینو ساختو آدمها جور مختلف حرف می زنن و فکر می کنن. تپیدن قلب هم برای من جز خط قرمزهای شخصیه. آدمی که دلم براش نتپه حواسم بهش نیست و ممکنه گم بشه. حوصله وقت گذاشتن و رابطه ساختن را هم باکسی که قلبم براش نتپه زود از دست میدم. چشم عقلمم کور نمی شه چون می دونم و دیده ام که آدمی هستم که درد بریک آپ را بر سر اصول خواهم کشید چون ایمان دارم و دیده ام در غیر این صورت بی چاره خواهیم شد هر دو و این چیزی نیست که من دنبالشم. - رابطه در اصولش بودنیه و در کیفیتش و تعالیش ساختنیه . مخصوصا در دراز مدت. رابطه مراقبت می خواد و ساختن می خواد. مهم اینه که راه ساختن وجود داشته باشه یعنی یک ایراد اساسی نباشه دو دیالوگ سازنده موجود باشه

Atefeh

۳-اینکه تا کجا باید برای ساختنش پیش رفت (برای ساختن چیزهای غیر اصلی و خط قرمزی) هم بستگی به همون قلبی داره که می تپه یا نه نت‍په خسته میشی ول می کنی. اون هم همینه. دو طرف باید بسازن. مثلا عادتهای معمولی که ممکنه بهم نخوره غذا ترتیب کارهای روزانه رفت و آمد این چیزا -تکلیف از اولش او معلوم نیست ریسکیه که انقدر دل در گرو طرف داری که می پذیری. آدمای باهوشتر و یا با تجربه تر هم زودتر می فهمن. -رابطه ای که بی حرف روونه برای من شک برانگیزه چون یه چیزی داره سانسور میشه. اما اگه مرتب در حال حرف زدن باشن اوکیه -نمیشه حتی فردا را پیش بینی کرد آدمها حتی اگر صد در صد هم شناختنی باشن تغییر می کنن. اینم ریسکیه که دل تپنده می پذیره -من رابطه ام را جور غریبی شکل دادم و نمی خواستم طرف بیش از یک هفته در زندگیم باشه چون نمی خواستم در رابطه ای باشم. اما الان شده ۵ سال...چراش برای خودم هم سواله اما رابطه با کیفیت و پر دیالوگ و سازنده ایه. من خودی که با اون شده ام را بیش از خود تنهام تایید میکنم و دیگران هم نمیگن اما می بینم که این طوره به نظرشون. باهام بالا اومدیم پایین نرفتیم.

Atefeh

۴ باچشم بسته رفتم. اصول را داشت و من را تهدید نمی کرد چه حقوقم را چه عواطف و شخصیتم را و حرف می زد و می فهمید چی می گم و بی دردسر و سر درد به حرف میاوردم که خیلی کار شاقیه. خط قرمزهامون شانسی عین هم بود و ادامه دار شد. شانسه خیلی.

نعیمه

الهام جان، اگر بخوام باتوجه به زندگی خودم جوابت رو بدم، باید بگم توی یک رابطه پایدار حرف اول رو دل میزنه و عقل اصلاح کننده دله. من هم وقتی مجرد بودم این سوالها برام خیلی مطرح بود.از 22 سالگی به اینها فکر میکردم تا بالاخره توی 26 سالگی به نتیجه رسیدم. وقتی دل بلرزه، فقط میتونی با کمک عقلت، مراقب رابطه ات باشی. من تجربه پا گذاشتن روی دل رو فقط به خاطر ارمانگرایی عقلم، دارم اما اخرش عقلم شکست خورد و بعد از 6 ماه با همونی ازدواج کردم که عاشقش شده بودم و الان بعد از 4 سال بسیار خوشحالم که عقلم شکست خورد. توی یک رابطه باید با دل شروع کرد، با عقل موقعیت رو سنجید و اگر واقعا اونقدر موقعیت بد نبود که در نهایت تو باشی که ضرر کنی، جلو رفت. خیلی وقتها توی رابطه موقعیتهایی پیش میاد که فقط با عشق میشه اون مرحله رو رد کرد و عقل فقط نابود کننده رابطه میشه. تجربه من میگه اگر کسی بود که حداقلهای شرایطت رو داشت و عقلت فقط داره به ارمانها فکر میکنه اما دل میگه که این رابطه خوبه، باید حرف دل رو گوش کرد. طول مدت رابطه و دوامش هم خیلی به رفتار دو طرف بستگی داره.اگر علاقه واقعی باشه و هر دو طرف از اون علاقه حمایت کنن، رابطه طولانی

سارا

برات میل زدم، چون خیلی طولانی شد

رضا

عیدتون مبارک امیدوارم خوب و خوش باشین